تبليغاتX
 el
el
این جا که خانه ی من است
یک شعر

صورت­م دست در آورده برای تو نگاه کردن

شکلات­ها خوش­مزه می­شوند در سرخ­پوست تو

هنوز پشت پنجره­ام نیستم

ولی به تو برگردم

هنوز     کاناپه­ی خودم       گوشه­ی دنج

توی چشم­هایت چشم نیاندازم    ندوم

چراکه اتاق من دیوار است

گوشه نیست هنوز برای آغوش که می­کشد مرا

 

ردیف دندان­های زیبا

به سگ فکر کنم که اسم دارد    برای تو

پنجره که هر زمان آن را می­خواهم

خواستن است

 

به­واقع خانه یک سگ پاسبان دارد

قوی ست      از نژادی اصیل است

و دندان­های سالم دارد

و خوب می­خورد       و هرگز نمی­خوابد

حتا تو هم یک سگ داری     و شب که می­شود

 

 

و اینک آن­طور که باید اشتباه کنم

می­چسبد به من   گم نشوم

از آن­جهت­که خطوط تلفن به سمت نشانه رفته­اند

بعد مصمم است روی رود­خانه سد بندد و    روی رود­خانه پل بسازد

آن­قدر­که دوست­م دارد به هر میزان که قهوه­ها­یش غلیظ­تر باشند

 

 

یک­شنبه 30 فروردین­ماه 1388

el


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!